سلام
مدتهاست که فرصت پیدا نکردهام هیچ مطلبی را روی وبلاگ بگذارم، اما خوشحالم از اینکه بچههایم را سلامت و شاد و سرحال میبینم،بخصوص که پسرم عزیزم صهیب چندی است مشغول وبلاگنویسی است و من از حیث اینکه مینویسد خوشحالم .باور کنید بهترین دوربینهای عکاسی دیجیتالی هم نمیتوانند زیبایی تصویر بچههایم را از دید و منظر من به تصویر کشند.
بعضی اوقات که بچهها را همراه همسر عزیزم جهت تفریح به پارک یا شهربازی میبریم و من میبینم که عزیزان دلم چقدر خوشحالند؛ از زندگی احساس لذت میکنم. گرچه زندگی در ایام مجردی به نوعی سبکباری بود و مسئولیت آنچنانی بر دوش انسان نیست و زندگی متأهلی علیرغم دو مسئولیت سنگین " مادر بودن" و " همسر بودن" بسی مشکل است؛ اما چنان شیرین است که ارزش تحمل همهی مرارتها و ناکامیها را دارد.
شما اگر نگاهی به چند تصویر از شادی و فرح بچههایم بیندازید به من حق میدهید؛ البته اگر مادر باشید حرف مرا بهتر درک میکنید.
این هم چند نمونه:

نمونهی سوم
نمونهی چهارم
نمونهی پنجم
نویسنده : کتی .ای.زاهلر
مترجم سارا رئیس طوسی
انتشارات صابرین – سری کتابهای دانه (کلیدهای آموزش کودکان و نوجوانان)
روش اول - بگذارید فرزندتان ببیند که شما می خوانید
اولین نشانه موفقیت بچه ها در مدرسه ، مطالعه در خانه است.برای اینکه بچه ها در خانه مطالعه کنند باید الگوی رفتاری داشته باشند که در خانه مطالعه میکند.
پس خیلی ساده است:
همه شنیدهایم و امیدوارم همه باور داشته باشیم که تحسین کودکان بهترین راه برای تقویت رفتارهای خوب آنها و پرورش اعتماد به نفس در ایشان است. اما آیا هر تحسینی به این نتیجه میرسد؟ واقعیت این است که بعضی از انواع تحسین مؤثرترند در حالی که تحسینهایی داریم که ممکن است بیرودربایستی مخرب باشند.
بهترین راه تحسین کودک آن است که رفتاری را که ما را خوشنود کرده به وضوح تشریح کنیم. وقتی دختر چهارسالهتان بعد از این که غذایش را خورد بشقابش را به آشپزخانه میبرد، به جای آن که بگویید "بهبه چه دختر خوبی" تحسینی از این دست را امتحان کنید: "وقتی بشقابت رو میبری آشپزخونه و کمکم میکنی خیلی خوشم میآد." هرگز از جملاتی که نقش خاصی را به بچه تحمیل میکنند استفاده نکنید.
یکی از بحث هائی که اخیراً در گروه والدین ایرانی مطرح شد ، بحث "تنبیه کودکان" بود ، تعدادی از اعضای گروه در این بحث شرکت کرده و به تبادل نظر پرداختند . مقاله ای که در زیر میخوانید خلاصه ای از آراء و نظرات دوستان همگروهی ما میباشد که توسط ندا یکی از اعضای گروه گردآوری شده است .
تنبیه به مثابه ی بخشی از الگوی تربیتی والدین در قبال بچه ها، یکی از موضوعات جنجالی است که حرف و حدیث های زیادی به دنبال دارد.
بعضي وقتها ممکن است شما موانعي را مجسم کنيد که چون سدي شما رابه عقب برمي گرداند و از موفقيت و خوشبختي دور مي کنند . که اين امر به مقدار اعتماد به نفس و قابليتهاي شما بستگي دارد . در اين مقاله به کارهايي اشاره شده است که با انجام آنها درماندگي و بدبختي را از خود و زندگي خود دور مي کنيد .
اين موضوع بسيار با اهميت است که خود را بشناسيد و قابليتهاي خود را دريابيد و از اعتماد به نفس خود در زندگي براي رسيدن به موفقيتهاي بزرگتر و بيشتر استفاده کنيد .
منبع : کتاب کليدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی کودکان و نوجوانان
نويسنده : دکتر کريستال دو فريتاس
مترجم : سارا رئيسی طوسی
ناشر :موسسه انتشارات صابرين - سری کتابهای دانه
مقدمه :
صحبت کردن در باره جنسیت برای اغلب والدین کاری دشوار است.والدین یا نگران زیاد گفتن هستند و یا کم گفتن ویا نگران گیج کردن بچه های خود. بسیاری از والدین هم فکر میکنند که اگر در باره مسائل جنسی با کودکان خود صحبت کنند افکار جنسی را در ذهن های کوچک آنها پرورش میدهند و با این کار بچه ها را به تجربه های جنسی تشویق میکنند. بعضی از والدین دیگر نیز فکر میکنند که اگر کودکشان سوال نمی کند یا علاقه خاصی نسبت به موضوع نشان نمیدهد به این علت است که هنوز خیلی کوچک است یا اصلا به موضوع علاقه ندارد. والدین فکر میکنند که اگر کودکشان در ظاهر بیعلاقه است ،لابد هنوز آمادگی لازم را ندارد و یا بدتر از آن شاید نیازی به دانستن ندارد.
و اما آخرين مرحله و به نظر من دشوارترين مرحله يعني : از چهارده سالگي به بعد.
در ابتداي اين مرحله اتفاقات و تغييرات با سرعتر بيشتري حادث مي شوند. اين سرعت حتي تا حدي غافلگير كننده هم هست بخصوص براي والديني كه تا كنون عادت داشتند ببينند پسرشان در مقايسه با همسالان دختر از آهنگ رشد كندتري برخوردار است. اين تغييرات سريع در درون پسران با افزايش ميزان ترشح تستوسترون (تا 8 برابر) نيز اتفاق مي افتد.
همه ما تجربه تمايل به پرخاشگري، نا آراميهاي روحي و تنشهاي ما بين پسران و ساير اعضاي خانواده (بيشتر پدران)را در اوايل اين مرحله يعني از حدود 13 تا 20 سالگي داشته و يا شاهد بوده ايم. در واقع سرعت تغييرات و تمايل شديد پسران براي جدي گرفته شده و جدي تر گرفتن زندگي اگر به درستي درك نشده و با برخوردهاي مناسب و شايسته جواب داده نشود مي تواند به صورت اين نا آراميها نمايان شود. به همين دليل بايد متوجه اين امر شويم كه اين طرز تفكر كه پسر ما در اين سن همان پسر چند سال پيش است به علاوه چند سال سن بيشتر، نه تنها هيچ كمكي به ما نخواهد كرد بلكه شايد دردسر هاي ما ناشي از همين طرز تلقي و ديدگاه باشد. در واقع پسر ما در اين مرحله مردي است كه دارد متولد مي شود نه يك پسر بچه كه در حال رشد است. براي همين هم بايد با او به مثابه يك مرد برخورد كنيم و به او مثل يك مرد زندگي كردن را ياد دهيم. بالا بردن و افزايش كمي آنچه كه تا كنون به او داده ايم (محبت، آموزش، تفريحات و حتي سختگيري و وسواس هاي تربيتي) كمكي نيست كه او لازم دارد . او بيش از اين احتياج به بالا بردن كيفيت و تغيير ماهيت توجه ما و برنامه ريزيهاي آموزشي - تربيتي ما دارد . يعني به جاي آنكه بخواهيم به او بيش از اين به او پسر مودب بودن را آموزش دهيم او را براي مردي متشخص بودن تربيت كنيم.
من نمونه هاي بي شماري از برخوردهاي غلط و نابجاي والدين و اطرافيان با پسران درگير هيجانات رشد و چالشهاي بلوغ را در تجربيات عيني خود به ياد دارم. براي مثال: روزبه پسري 14 ساله بود. مقايسه دائمي او با خواهران درسخوانش او را خسته كرده بود و تصور ذهني كه از خودش به عنوان فردي نالايق داشت را تشديد مي كرد. تا آنجا كه بالاخره پدر و مادر روزبه متوجه شدند او روزها به بهانه مدرسه رفتن از خانه خارج شده و تا زمان تعطيلي مدارس وقت خود را در پارك مي گذراند. تنها اقدامي كه پدر روزبه براي حل اين مشكل به ذهنش رسيد ادامه همان روشهاي تنبيهي بود كه تا چند سال پيش كارآمد و موثر بود، يعني ابراز انزجار از اين رفتار روزبه، حذف امكان بروز رفتار اشتباه (به اين معني كه او را هر روز صبح تا مدرسه مي رساندند و بعد از ظهر از مدرسه تا خانه همراهيش مي كردند و كارهايي از اين قبيل)، قطع رابطه و به اصطلاح قهر كردن، محروميت از برخي امتيازات و نهايتاً تنبيه بدني. البته تمام اين ترفندها با ادامه يافتن مشكل به صورت مرحله به مرحله به كار گرفته شد. اما همانطور كه قابل حدس است هيچكدام كارگر نيافتاد. روزبه در آن سن به حدي از رشد رسيده بود كه براي مقابله و دفاع از خود در برابر هر كدام از اين روشها بتواند راه حلي پيدا كند، راه حلي كه در برخي از موارد او را به انجام رفتارهاي نابهنجار و پذيرفته نشده ديگري هدايت مي كرد. اين مسئله تا آنجا ادامه داشت كه منجر به ترك تحصيل روزبه قبل از گرفتن ديپلم شد. تنها چند سال بعد،روزبه توانست اين مشكل ذهني و رفتاري خود را با كمك دوست پسر يكي از خواهرانش كه 14 سال از او بزرگتر بود حل كند. اين دوست كه روزبه او را به عنوان الگوي يك مرد جوان موفق ارزيابي كرده و پذيرفته بود توانست به صورت مستقيم و غير مستقيم او را به ادامه تحصيل ترغيب كرده و حتي كمك كند. بعد از اين اتفاق روزبه توانست مسئله هميشگي خود با تحصيلات را حل كند.
دقيقاًآنچه كه پسران و والدين در اين مرحله از رشد به آن نياز دارند همين وجود مشاور يا مشاوران شناخته شده، قابل اطمينان و شايسته است. اين مسئله در كتاب نيز با آوردن شواهدي از رفتارهاي تربيتي قبايل و جوامع سنتي به خوبي نشان داده شده است. در تمام اين جوامع، اين مرحله از رشد بسيار جدي گرفته شده و از دو روش به پسرها كمك مي شد تا وارد دنياي بزرگسالي شوند. اول آنكه مرد يا مرداني به عنوان مشاور، مهارتهاي مهم زندگي را به آنها مي آموخت . دوم آنكه در مراحل خاصي از اين فرآيند آموزش، اين مردان جوان به همراه گروه مردان مسن تر و آگاه به اين طرف و آن طرف مي رفتند. اين كار به منزله طي روند جدي رشد از قبيل آزمايش، آموزشهاي مقدس و مسئوليتهاي جديد بود.
در قسمت بعدي با ذكر يك مثال از قبايل سرخپوست، در مورد اين مسئله بيشتر صحبت خواهيم كرد.
در اين مرحله پسر كوچولوي شما بيصبرانه در تلاش براي ورود به دنياي مردان است. او در تمام مدت و حتي بدون آنكه والدين متوجه شوند در حال الگو برداري از تمام نمادهاي دنياي مذكر است، از ورزشكاران و هنرپيشگاني كه در تلويزيون مي بيند تا همسايه ها و دايي و عمو و پدر و پدر بزرگ. همه اين مذكرهاي
قدرتمند مي توانند به عنوان مرجعي براي آشنايي بيشتر با دنياي مردانه مورد توجه قرار گيرند و بدون آنكه تفاوت رفتارهاي مثبت و منفي آنها شناخته شود از سوي پسران در اين سنين به عنوان الگو انتخاب شوند.
زماني كه جواب تست بارداري را گرفتم و فهميدم منهم دارم وارد دنياي جديد والد بودن مي شم، مطمئن بودم كه پسره. مي دونستم خونواده من و رضا هر دو ترجيح مي دن كه نوزاد دختر باشه . هر چند كه داشتن يك دختر بچه ملوس يه تصوير ذهني اغوا كننده است، اما براي كسي كه از دوران نوجواني همه بهش مي گفتن خدا كنه تو هيچوقت دختر دار نشي چون معلوم نيست كه اونو چه جوري تربيت مي كني (!!!!!) يه مقدار ترسناك بود. از طرفي كاملاًبرام قابل درك بود كه ترجيح خانواده هاي ما فقط براي اينه كه مي دونستند داشتن يه دختر و بزرگ كردن و به ثمر رسوندنش خيلي خيلي راحت تر و تضمين شده تره تا يه پسر . برام جالب بود كه اين حرف را از همه مي شنيدم و وقتي دقيق شدم تازه متوجه شدم كه داشتن يك فرزند پسر و تربيت صحيح اون توي جامعه و شرايط فعلي ما واقعاً يه جور ماجراجويي است. همه ما نسل جوان و سردرگم فعلي را مي شناسيم. و جالبتر اينجاست كه پسران اين نسل واقعاً مايوس تر و دلزده تر از دختران هستند. قضيه وقتي جالبتر شد كه من ديدم اين قضيه فقط مختص ايران نيست و حتي نويسنده كتاب هم به عنوان يك مشكل فراگير به اون اشاره كرده. زير تيتر پسران در معرض خطر اين مطلب را نقل مي كنه كه :
گويند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره من
بيدار نشست و خفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من،
بر غنچه گل شكفتن آموخت،
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شيوه راه رفتن آموخت
پس هستى من زهستى اوست
تا هستم و هست دارمش دوست

آنچه را كه نمیتوانم تغيير دهم
دليري ده تا تغيیر دهم آنچه را كه میتوانم تغيير دهم
بينش ده تفاوت ايندو را بدانم
مرا فهم ده تا متوقع نباشم كه دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند.
سلام بهاری
امیدوارم سال خوش پیش روی همهی فرزندان نور چشم و مادران زحمتکش باشد.

اي سعادت بخش جان انبيا يا بكش يا باز خوانم يا بيا
حقـا كه مـولانا تواي ! مولاناي ما خداونـدگار اعـتماد به نفس و بلكه «عزت نفس» است. جاي جاي مثنوي معنوي او از اين تذكر سرشار است كه اي انسان تو اين تن نيستي٬ تن تو اسب توست و تو نوري ٬ اين جهان آخُر اسب توست و قطعا غذاي سوار غذاي اسب نيست. تو نور و سروري ، تو خليفه ي خدايي ، تو نفس خدا جويي ، تو كسي هستي كه « عالم به تسخير توست » و جهانيان مسخر وجود تو شده اند . ابر و باد و مه و خورشيد و فلك همه محتاج روي زيباي تو هستند و بر وجود تو حسرت مي خورند . مي گلگونه در خمره جوشش مي كند؛ آن جوشش، اشتياق ِ مي است تا به دهان و حلق زيباي تو راه يابد در اينجا مِي مانند عاشقي است كه براي وصال محبوب كه تو باشي دست به كار شده و خود را به فريبنده ترين حالت به تو مي نمايد تا مگر افسونگري او كارگر شود و به وصال تو برسد
احساسات و افكار مردم دربارة خودشان، اغلب براساس تجارب روزانه تغيير پذير است.
براي مثال، نمرهاي كه در امتحان ميگيريد،برخورد دوستانتان با شما و افت و خيزهاي موجود دريك رابطه عاطفي ، همگي به طور موقت بر احساس نوعدوستي و خوشحالي شما تأثير ميگذارند.
البته ،عزت نفس شما بنيادي تر از آن است كه افت و خيزهاي عادي سبب تغيير آن شود. مثلا افرادي كه از عزت نفس خوبي برخوردارند، افت و خيزهاي معمول ميتواند نوسانات گذاريي در نحوه احساسشان نسبت به خود ايجاد كند، ولي اين تأثيرات بسيار محدودند برعكس ، آنهايي كه عزت نفس نازلي دارند ، افت و خيزهاي معمول چه بسا زندگي آن ها رادگرگون كند.
| |
|
| |
|
هنگاميكه از سلامتي صحبت مي كنيم ، انساني سرزنده و شاداب را در نظر مي گيريم كه با قدمهاي محكم و با نگاهي محبت آميز و دوستانه به كارو تلاش روزانه مي پردازد. | |
|
| |
|
| |
|
|
لادن نصيري
امروزه مادران در كنار نقش همسري و مادري، نقشهايي را نيز در محيطهاي اجتماعي ايفا ميكنند.
اكنون تعداد قابل توجهي از زنان پس از ازدواج و تولد فرزند، به تحصيل روي ميآورند و گاه در كنار تحصيل، ترجيح ميدهند داراي نقش و سهم اقتصادي باشند. تعدد نقشها و تبعاتي كه در پي دارد، زنان را با فشار رواني روبهرو كرده است. در چنين شرايطي منطقيترين شيوه، تقسيم بعضي از وظايف با پدران ميباشد. اما آيا بهراستي مادران ميخواهند پدران را در تربيت فرزندان مشاركت دهند؟
چرا او را با اين لباس به مدرسه فرستادي؟ فكر نميكني اين لباس نامناسب است و او در اين هواي سرد مريض خواهد شد؟
نويسنده W.Huitt
روشهاي مختلفي براي انديشيدن درباره «خود» وجود دارند. دو اصطلاح مهم كه بيشتر از بقيه درباره «خود» افراد مورد استفاده قرار ميگيرند خودپنداره و عزت نفس هستند.
خودپنداره ازديدگاه، محققق معروف پيوركي (Purkey) به شرح زير است:
خود پنداره به مجموعهاي از يك سيستم پويا، سازماندهي شده (organazed) و پيچيده درباره باورها (beliefs)، نگرشها (attitudes) و ديدگاههايي گفته ميشود كه هر فردبه منظور دستيابي به يك قالب حقيقي در رابطه با موجوديت شخصي خويش ارايه ميدهد».
از طرف ديگر:
راجرز از با نفوذترین و كارآمدترين روان شناسان است. روش او پديدار شناسي و ديدگاهش انسان گرايي است. اصولاً نام وي با مفهوم "خود" قرين مي باشد, پديدار شناسان بر خلاف روان كاوان بر انگيزه هاي نا خودآگاه تكيه مي نمودند بر ديدگاه ذهني فرد و درباره آنچه تاكنون در جال وقوع است تاكيد مي ورزند. در پديده شناختي اعتقاد بر اين است كه اگر چه دنياي واقعي ممكن است دنياي واقعي ممكن است موجود باشد ولي موجوديت آن را نمي توان شناخت و يا تجربه كرد بلكه مي توان بر اساس ادراكات فرد, از اين ميان موجوديت را تصور و دريافت كرد. از اينرو انسان فقط بر اساس ادراكاتش از اشيا و بر اساس تصوري كه از آن دارد رفتار خواهد كرد (شفيع آبادي و ناصري, 1365. ص151). راجرز خود درباره رويكرد پديدارشناختي مي گويد:
يكي از روشهاي مهم تقويت عزت نفس در كودكان، پذيرش آنان درهمه شرايط است.
همه كودكان به ويژه كودكاني كه پا به مرحله رشد مي گذارند بايد از آزادي و استقلال نسبي برخوردار باشند. ولي آنچه كه آنان بايد بدانند اين است كه در اين جهان افرادي زندگي مي كنند كه ممكن است به آنان صدمه بزنند وآنچه كه والدين انجام مي دهند حفظ آنان از دست اين افراد است. فراموش نكنيد كه التيام احساسات سركوب شده دوران كودكي به ويژه كودك بزهكار مشكل و سخت است.
منبع:زمزمههای تنهایی من
..ندارم دلخوشي ديگر .. مگر آن كس كه آن بالاست ....... كه هر لحظه مرا گويد هوای غصهات دارم
... اگر از خاک نبودم به آب مي پيوستم ، يا به آتش ! ولي چه کنم که از خاکم
زمزمههای تنهايي من!اگر تنهاترین تنهایان شوم ، باز هم خدا هست ، او جانشین تمام نداشتههای من است ( دکتر شریعتی )
قصه ی من
باز آمدم با شعری و زمزمه ای دیگر سروده شده در دی ماه ۸۴.هرچند می خواستم با مطلبی و شعری دیگر به روز باشم اما نشد!! البته چون شعر به زمستانی بودن من مربوط است باید در زمستان نوشته می شد لاجرم نوشتم! این بار هم بخوانید این زمزمه را و حتما رهگذر کوچه باغ تنهایی ام باشید که بدون شک خوشحال خواهم شد...غرض اینجا ادعای شاعری نیست....اینجا بهانه ایست برای پیشرفت و تکامل زمزمه هایم! پس بکوبید پتک الطافتان را بر خمیر بی شکل و جان اشعارم! تا جان بگیرد و شکلی ....
دوستان من شب تنهای زمستان هستم
که در او سوز زمستانی و سرما جاریست
که از آن هیچ طریقی طرف فردا نیست
که در آن گرما نیست....
پرم از درد و غم بی خبری
پرم از فکر عبور
من اسیر شب بی پایانم
و گمم در صدد یافتن چشمه ی آبی سر شار
من به هرجا که روم نقش و سرابی بیش نیست
دل دریایی و چشمان غمین می خواهم
من پر از تردیدم ، کوه یقین می خواهم
من همانم که سحر گاه ندارد هرگز
نه طلوعی،نه شروعی، پرم از درد سکون...
دوستان من چو بیابان پر از خاشاکم
که ندیدست به خود نم نم بارانی را
من همان قصه ی غمناک و پریشان هستم
که در آن سادگی و مهر پر از باختن است
همه باید پی بدها باشند!!
قصه ام قصه ی شبهای همان فصل غریب،
قصه ی غصه ی آن برکه ی دور،
قصه ام قصه ی تنهایی هاست
من همانم که کسی را به رهش می بیند
کاقبت می آید ...گرچه شاید دیر است
من هنوز از پی آن گم شده ام می گردم گرچه شاید هرگز
من نیابم او را!
باز هم می جویم:
گرچه فردا پر تردید و غم بی سحریست
گرچه شاید دل من باز بماند تنها
گرچه من می دانم، آخر قصه ی تنهایی من آوازیست...
عاقبت سردی ایام به گرمای دلی می گذرد
و من این می دانم!!
من امیدی دارم سوی فردای شبم،
که برایم کافیست.....
تواناییهای همسرتان را تأیید و مدام تأكید كنید او صاحب بهترین تواناییها و شایستهترین شوهر است و تأیید مردها یعنی فوران صمیمیت.
به مردان قدرت دهید، تا صمیمیت فوران كند، مرد موجودی عاشق قدرت است. مرد از این كه قدرتمند باشد حظ میكند. در آسمان اوج میگیرد و شما را نیز همراه خود میبرد. از این كه توانا باشد و یا احساس توانایی كند، لذت میبرد. تا وقتی به گشتن این احساس در مردان مشغولید، بدانید كه تنها میتوانید خواب خوشبختی را ببینید.
● اگر قدرت مرد را نادیده بگیرید و یا از آن انتقاد كنید بدانید كه دیگر پری رویاهایش نخواهید بود. او به دنبال كسی است كه به قدرت هایش ایمان داشته باشد و حتی ضعفهایش را در جهت تقویت تواناییهایش مثبت جلوه دهد. پس مراقب باشید و بدانید كه:
۱ - اگر خودتان دارای درآمد هستید.
هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نكشید. حتی اگر درآمد بیشتری دارید هرگز به روی خودتان هم نیاورید. بگذارید همسرتان احساس كند كه همه چیز در دست اوست و اداره امور مالی خانواده به دست قدرتمند همسرتان اداره میشود.
۲ - مطلقاً او را با كسی مقایسه نكنید:
نگویید شوهر خواهرم دوتا خانه دارد. فلانی اینقدر درآمد دارد و تو همیشه مثل گداهایی. اگر واقعا به بهبود اوضاع مالی فكر میكنید او را برای تلاش بیشتر تشویق كنید. انتقاد دشمن صمیمیت است.
۳ - تو بیعرضهای! فاتحه خواندن بر صمیمیت است.
تو بی عرضهای! یعنی فرو ریختن مرد. یعنی به دست خود خانه را خراب كردن. هر مفهوم مشابه تو بیعرضهای فاتحهای بر صمیمیت و عشق متقابل مرد است.
۴ - شوهرِ خود را حلال مشكلات بدانید.
مشكل را به او بگویید و از او بخواهید آن را حل كندو تأیید كنید كه تنها او قادر به حل این مسئله است.
۵ - به مردان اندرز ندهید و نصیحت نكنید.
مردها دوست دارند كه مشكلاتشان را به تنهایی حل كنند و اگر به شما چیزی نمیگوید یعنی به تنهایی قادر است موضوع را حل و فصل كند و در صورت لزوم با شما در میان میگذارند. با نصیحت نكردن، زندگی خود را عاشقانه كنید.
۶ - سكوت مردان را نشكنید.
این اشتباه خانمهاست كه وقتی مرد ساكت است، مدام به سمت آنها میروند و با آنها حرف میزنند. اگر او ساكت است به سكوت نیازمند است و احترام به این سكوت یعنی صمیمیت بیشتر. سكوت طولانی در زنان ممكن است به معنی آزرده خاطر بودن باشد اما در مورد مردها این طور نیست.
۷ - به مردان فضا بدهید.
گاهی شوهر خود را رها كنید تا با خود خلوت كند. با دوستانش به ورزش برود و به خانوادهٔ خود تنها سر بزند! مدام دنبال او نباشید فضای رها شدن، این چیزی است كه آنها گاهی به آن نیاز دارند. اگر به آنها این فضا را هدیه كنید، آنها نیز به شما عشق میورزند.
۸ - مرد دوست دارد كه از او قدردانی شود.
تشكر به مرد قدرت پرواز میدهد. از هر كار كوچكی كه برای شما انجام میدهد. تشكر و قدردانی كنید تا او نیز بی حساب به شما عشق بورزد.
۹ - مرد باید تأیید شود.
تواناییهای همسرتان را تأیید و مدام تأكید كنید او صاحب بهترین تواناییها و شایستهترین شوهر است و تأیید مردها یعنی فوران صمیمیت.
۱۰ - باید مورد اطمینان باشد.
به او اعتماد كنید. با اطمینان خاطر به این كه او میتواند و شما نیز میتوانید به راحتی بسیاری از كارها را به او بسپارید.
۱۱ - مردها را تشویق كنید.
مرد عاشق تشویق است. كف زدنها را فراموش نمیكند و پشت او زدن به علامت تشویق را حس میكند. مرد، آفرین شما را تا عمر دارد به خاطر میسپارد.
من نیز لبخند شما را بعد از اجرای این قوانین طلایی، تا همیشه به خاطر دارم!
منبع : سايت آفتاب
1- کودکانتان را تشویق کنید که تجارب اینترنتی خود را با شما سهیم شوند. همراه با کودکانتان از اینترنت لذت ببرید.
۲- به فرزندانتان بیاموزید که به غرایز خود اعتماد کنند. اگر در مورد چیزی احساس ناخوشایندی دارند، باید به شما درباره آن بگویند.
۳- اگر فرزندانتان به اتاق های گفتگو سر می زنند، از برنامه های پیام رسان فوری و بازی های ویدویی آنلاین استفاده می کنند، یا فعالیت های دیگری که به نامی برای مشخص کردن خودشان نیاز است، انجام می دهند، به آنها در انتخاب این نام کمک کنید و مطمئن شوید که این نام باعث افشاء هیچ اطلاعات شخصی درموردشان نمی شود.
۴- به فرزندانتان تأکید کنید که هرگز آدرستان، شماره تلفن یا سایر اطلاعات شخصی شامل جایی که به مدرسه می روند یا جایی که دوست دارند بازی کنند را ارسال نکنند.
۵- به کودکان بیاموزید که تفاوت بین درست و غلط در اینترنت همانی است که در دنیای واقعی وجود دارد.
۶- به کودکان بیاموزید که چگونه به دیگر استفاده کنندگان از اینترنت، احترام بگذارند. مطمئن شوید که آنها می دانند قواعد رفتار خوب فقط به دلیل اینکه پشت کامپیوتر هستند، تغییر نمی کند.
۷- به فرزندان تأکید کنید که به دارایی های دیگر کاربران احترام بگذارند. برایشان توضیح دهید که کپی های غیرقانونی از کارهای دیگران – مانند موسیقی، بازیهای تصویری و سایر برنامه ها- مانند دزدیدن آنان از یک فروشگاه است.
۸- به کودکان بگویید که هرگز نباید دوستان اینترنتی خود را شخصاً ملاقات کنند. توضیح دهید که دوستان اینترنتی ممکن است همانی که خود می گویند، نباشند.
۹- به کودکانتان بیاموزید که هرچه که می خوانند و می بینند، صحیح نیست. آنها را تشویق کنید که در مورد صحت مطالب اینترنت از شما سؤال کنند.
۱۰- فعالیت های اینترنتی کودکان خود را با نرم افزارهای پیشرفته کنترل کنید. کنترل های اینچنینی می توانند به شما در تصفیه کردن محتویات مضر، آگاهی از سایت هایی که کودکانتان سر می زنند و فهمیدن آنچه انجام می دهند، کمک کنند.
مهارتهاي كمككننده :
تشويق كودك به صحبت كردن
اقدامات زير در تشويق كودك به صحبت كردن مؤثر هستند:
از بدو تولد، مكرراً با فرزند خود صحبت كنيد.
هنگام صحبت به فرزندتان نگاه كنيد.
سعي كنيد تند تند صحبت نكنيد.
هنگام صحبت حركاتي انجام دهيد كه كودك متوجه رابطه بين كلمات با اشياء و وقايع شود.
كتابهاي ساده و اشعار كودكانه براي افزايش دامنه لغات فرزندتان استفاده كنيد.
اجازه بدهيد فرزندتان مدتي را هم با ديگر كودكان و بزرگسالان بگذراند.
سعي كنيد صحبت فرزندتان را قطع نكنيد.
سلام
اینك سالها گذشته و آن بازی كودكانه تمام شده و در برابر واقعیت زندگی قرار گرفتهام كه آن هم "مادرشدن" است .البته این هم یك نوع بازی است؛اما این بار جدّیتر است.در مورد این بازی سؤال و جوابهایی میشود و حساب و كتابهایی كه باید پس بدهیم.
من میخواهم در این بازی برنده شوم و در مسیر برنده شدن گام برمیدارم ؛اما برندهشدنم را به "حیّ توانا" واگذار میكنم تا به لطف خود آن را تحقق بخشد.
اکنون در سایهی الطاف بیكران رب العالمین صاحب شوهری خوب و دو تا فرزند سالم و زیبا بنامهای صهیب و اوین شدم از خداوند میخواهم كه مرا در تربیت این دو نور دیده یاری فرماید.
پیامبر اكرم (ص)میفرماید : بهشت زیر پای مادران است. این حدیث پیامبر به دو صورت تعبیر و تفسیر شده است؛یكی اینكه باید فرزندان بهشت را در رضایت مادرانشان جستجو كنند و تفسیر دیگر این است كه زنی به حكم مادرشدن مسئولیتی بر دوش او نهاده میشود كه با ادای این مسؤلیت خطیر میتواند بهشت را به زیر پای خود بكشد .تعبیر دوم بیشتر به دل میچسبد . البته به نظر میرسد تعبیر اول هم در صورتی كه مادر وظیفهی خود را در راستای زمینهسازی برای تربیت فرزندان و شکوفا کردن استعدادهایشان در مسیر درست زندگی و بندگی انجام داده باشد؛درست است.
ما كودكان دیروز و پدر و مادران امروزیم و فرزندان ما هم ،كودكان امروز و مادران و پدران فردایند . با تربیت صحیح این كودكان میتوانیم نسل آینده را هم تربیت نمائیم.
ادامه دارد.....
من ابتدا ميخواهم در مورد كودكيهاي خودم بنويسم كه در دنياي كوچك كودكانهام چه تصوراتي داشتم .من در همان دوران كودكي آرزو داشتم كه مادر بودم ؛به همين دليل همان كاري كه يك مادر با بچهاش ميكرد؛من هم با عروسكهايم ميكردم البته عروسكهاي من از نظر ظاهر تعريف چنداني نداشتند و عروسكهاي مدرن امروزي در دسترس ما نبود.
اما من خيلي به آنها علاقه داشتم بخصوص يكي از آنها كه اسمش را" قجونه" گذاشته بودم قجونه در زبان كودكانهي كردي يعني (كوچولو) من هر موقع كه اين كوچولو را حمام ميدادم با تمام وجودم حس ميكردم كه از سرما ميلرزد و سريع پارچهاي كه به عنوان حوله برايش در نظر گرفته بودم ،دورش ميپيچيدم و آن را در آغوشم ميكشيدم.
سلام
میخواهم از این پس در این محل درد دلها و دیدگاههای خود را در مورد همه چیز بنویسم.
Powered By BLOGFA.COM