سلام
اینك سالها گذشته و آن بازی كودكانه تمام شده و در برابر واقعیت زندگی قرار گرفتهام كه آن هم "مادرشدن" است .البته این هم یك نوع بازی است؛اما این بار جدّیتر است.در مورد این بازی سؤال و جوابهایی میشود و حساب و كتابهایی كه باید پس بدهیم.
من میخواهم در این بازی برنده شوم و در مسیر برنده شدن گام برمیدارم ؛اما برندهشدنم را به "حیّ توانا" واگذار میكنم تا به لطف خود آن را تحقق بخشد.
اکنون در سایهی الطاف بیكران رب العالمین صاحب شوهری خوب و دو تا فرزند سالم و زیبا بنامهای صهیب و اوین شدم از خداوند میخواهم كه مرا در تربیت این دو نور دیده یاری فرماید.
پیامبر اكرم (ص)میفرماید : بهشت زیر پای مادران است. این حدیث پیامبر به دو صورت تعبیر و تفسیر شده است؛یكی اینكه باید فرزندان بهشت را در رضایت مادرانشان جستجو كنند و تفسیر دیگر این است كه زنی به حكم مادرشدن مسئولیتی بر دوش او نهاده میشود كه با ادای این مسؤلیت خطیر میتواند بهشت را به زیر پای خود بكشد .تعبیر دوم بیشتر به دل میچسبد . البته به نظر میرسد تعبیر اول هم در صورتی كه مادر وظیفهی خود را در راستای زمینهسازی برای تربیت فرزندان و شکوفا کردن استعدادهایشان در مسیر درست زندگی و بندگی انجام داده باشد؛درست است.
ما كودكان دیروز و پدر و مادران امروزیم و فرزندان ما هم ،كودكان امروز و مادران و پدران فردایند . با تربیت صحیح این كودكان میتوانیم نسل آینده را هم تربیت نمائیم.
ادامه دارد.....
من ابتدا ميخواهم در مورد كودكيهاي خودم بنويسم كه در دنياي كوچك كودكانهام چه تصوراتي داشتم .من در همان دوران كودكي آرزو داشتم كه مادر بودم ؛به همين دليل همان كاري كه يك مادر با بچهاش ميكرد؛من هم با عروسكهايم ميكردم البته عروسكهاي من از نظر ظاهر تعريف چنداني نداشتند و عروسكهاي مدرن امروزي در دسترس ما نبود.
اما من خيلي به آنها علاقه داشتم بخصوص يكي از آنها كه اسمش را" قجونه" گذاشته بودم قجونه در زبان كودكانهي كردي يعني (كوچولو) من هر موقع كه اين كوچولو را حمام ميدادم با تمام وجودم حس ميكردم كه از سرما ميلرزد و سريع پارچهاي كه به عنوان حوله برايش در نظر گرفته بودم ،دورش ميپيچيدم و آن را در آغوشم ميكشيدم.
سلام
میخواهم از این پس در این محل درد دلها و دیدگاههای خود را در مورد همه چیز بنویسم.
Powered By BLOGFA.COM