تبليغاتX
ئه‌وین


 نویسنده : کتی .ای.زاهلر

مترجم سارا رئیس طوسی

انتشارات صابرین – سری کتابهای دانه (کلیدهای آموزش کودکان و نوجوانان)

 روش اول - بگذارید فرزندتان ببیند که شما می خوانید
 
اولین نشانه موفقیت بچه ها در مدرسه ، مطالعه در خانه است.برای اینکه بچه ها در خانه مطالعه کنند باید الگوی رفتاری داشته باشند که در خانه مطالعه میکند.

 پس خیلی ساده است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:28 توسط |

 همه شنیده‌ایم و امیدوارم همه باور داشته باشیم که تحسین کودکان بهترین راه برای تقویت رفتارهای خوب آن‌ها و پرورش اعتماد به نفس در ایشان است. اما آیا هر تحسینی به این نتیجه می‌رسد؟ واقعیت این است که بعضی از انواع تحسین مؤثرترند در حالی که تحسین‌هایی داریم که ممکن است بی‌رودربایستی مخرب باشند.
بهترین راه تحسین کودک آن است که رفتاری را که ما را خوشنود کرده به وضوح تشریح کنیم. وقتی دختر چهارساله‌تان بعد از این که غذایش را خورد بشقابش را به آشپزخانه می‌برد، به جای آن که بگویید "به‌به چه دختر خوبی" تحسینی از این دست را امتحان کنید: "وقتی بشقابت رو می‌بری آشپزخونه و کمکم می‌کنی خیلی خوشم می‌آد." هرگز از جملاتی که نقش خاصی را به بچه تحمیل می‌کنند استفاده نکنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:22 توسط |


        یکی از بحث هائی که اخیراً در گروه والدین ایرانی مطرح شد ، بحث "تنبیه کودکان" بود ، تعدادی از اعضای گروه در این بحث شرکت کرده و به تبادل نظر پرداختند . مقاله ای که در زیر میخوانید خلاصه ای از آراء و نظرات دوستان هم‌گروهی ما می‌باشد که توسط ندا یکی از اعضای گروه گردآوری شده است .

 تنبیه به مثابه ی بخشی از الگوی تربیتی والدین در قبال بچه ها، یکی از موضوعات جنجالی است که حرف و حدیث های زیادی به دنبال دارد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:19 توسط |

 بعضي وقتها ممکن است شما موانعي را مجسم کنيد که چون سدي شما رابه عقب برمي گرداند و از موفقيت و خوشبختي دور مي کنند . که اين امر به مقدار اعتماد به نفس و قابليتهاي شما بستگي دارد . در اين مقاله به کارهايي اشاره شده است که با انجام آنها درماندگي و بدبختي را از خود و زندگي خود دور مي کنيد .

اين موضوع بسيار با اهميت است که خود را بشناسيد و قابليتهاي خود را دريابيد و از اعتماد به نفس خود در زندگي براي رسيدن به موفقيتهاي بزرگتر و بيشتر استفاده کنيد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:15 توسط |

منبع : کتاب کليدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی کودکان و نوجوانان

نويسنده : دکتر کريستال دو فريتاس

مترجم : سارا رئيسی طوسی

ناشر :موسسه انتشارات صابرين - سری کتابهای دانه

 مقدمه :

صحبت کردن در باره جنسیت برای اغلب والدین کاری دشوار است.والدین یا نگران زیاد گفتن هستند و یا کم گفتن ویا نگران گیج کردن بچه های خود. بسیاری از والدین هم فکر میکنند که اگر در باره مسائل جنسی با کودکان خود صحبت کنند افکار جنسی را در ذهن های کوچک آنها پرورش میدهند و با این کار بچه ها را به تجربه های جنسی تشویق میکنند. بعضی از والدین دیگر نیز فکر میکنند که اگر کودکشان سوال نمی کند یا علاقه خاصی نسبت به موضوع نشان نمیدهد به این علت است که هنوز خیلی کوچک است یا اصلا به موضوع علاقه ندارد. والدین فکر میکنند که اگر کودکشان در ظاهر بیعلاقه است ،لابد هنوز آمادگی لازم را ندارد  و یا بدتر از آن شاید نیازی به دانستن ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:13 توسط |


 و اما آخرين مرحله و به نظر من دشوارترين مرحله يعني : از چهارده سالگي به بعد.

در ابتداي اين مرحله اتفاقات و تغييرات با سرعتر بيشتري حادث مي شوند. اين سرعت حتي تا حدي غافلگير كننده هم هست بخصوص براي والديني كه تا كنون عادت داشتند ببينند پسرشان در مقايسه با همسالان دختر از آهنگ رشد كندتري برخوردار است. اين تغييرات سريع در درون پسران با افزايش ميزان ترشح تستوسترون (‌تا 8 برابر)‌ نيز اتفاق مي افتد.

همه ما تجربه تمايل به پرخاشگري، نا آراميهاي روحي و تنشهاي ما بين پسران و ساير اعضاي خانواده (‌بيشتر پدران)‌را در اوايل اين مرحله يعني از حدود 13 تا 20 سالگي داشته و يا شاهد بوده ايم. در واقع سرعت تغييرات و تمايل شديد پسران براي جدي گرفته شده و جدي تر گرفتن زندگي اگر به درستي درك نشده و با برخوردهاي مناسب و شايسته جواب داده نشود مي تواند به صورت اين نا آراميها نمايان شود. به همين دليل بايد متوجه اين امر شويم كه اين طرز تفكر كه پسر ما در اين سن همان پسر چند سال پيش است به علاوه چند سال سن بيشتر، نه تنها هيچ كمكي به ما نخواهد كرد بلكه شايد دردسر هاي ما ناشي از همين طرز تلقي و ديدگاه باشد. در واقع پسر ما در اين مرحله مردي است كه دارد متولد مي شود نه يك پسر بچه كه در حال رشد است. براي همين هم بايد با او به مثابه يك مرد برخورد كنيم و به او مثل يك مرد زندگي كردن را ياد دهيم. بالا بردن و افزايش كمي آنچه كه تا كنون به او داده ايم (‌محبت، آموزش، تفريحات و حتي سختگيري و وسواس هاي تربيتي) كمكي نيست كه او لازم دارد . او بيش از اين احتياج به بالا بردن كيفيت و تغيير ماهيت توجه ما و برنامه ريزيهاي آموزشي - تربيتي ما دارد . يعني به جاي آنكه بخواهيم به او بيش از اين به او پسر مودب بودن را آموزش دهيم او را براي مردي متشخص بودن تربيت كنيم.

من نمونه هاي بي شماري از برخوردهاي غلط و نابجاي والدين و اطرافيان با پسران درگير هيجانات رشد و چالشهاي بلوغ  را در تجربيات عيني خود به ياد دارم. براي مثال: روزبه پسري 14 ساله بود. مقايسه دائمي او با خواهران درسخوانش او را خسته كرده بود و تصور ذهني كه از خودش به عنوان فردي نالايق داشت را تشديد مي كرد. تا آنجا كه بالاخره پدر و مادر روزبه متوجه شدند او روزها به بهانه مدرسه رفتن از خانه خارج شده و تا زمان تعطيلي مدارس وقت خود را در پارك مي گذراند. تنها اقدامي كه پدر روزبه براي حل اين مشكل به ذهنش رسيد ادامه همان روشهاي تنبيهي بود كه تا چند سال پيش كارآمد و موثر بود، يعني ابراز انزجار از اين رفتار روزبه، حذف امكان بروز رفتار اشتباه (‌به اين معني كه او را هر روز صبح تا مدرسه مي رساندند و بعد از ظهر از مدرسه تا خانه همراهيش مي كردند و كارهايي از اين قبيل)‌، قطع رابطه و به اصطلاح قهر كردن، محروميت از برخي امتيازات و نهايتاً تنبيه بدني. البته تمام اين ترفندها با ادامه يافتن مشكل به صورت مرحله به مرحله به كار گرفته شد. اما همانطور كه قابل حدس است هيچكدام كارگر نيافتاد. روزبه در آن سن به حدي از رشد رسيده بود كه براي مقابله و دفاع از خود در برابر هر كدام از اين روشها بتواند راه حلي پيدا كند، راه حلي كه در برخي از موارد او را به انجام رفتارهاي نابهنجار و پذيرفته نشده ديگري هدايت مي كرد. اين مسئله تا آنجا ادامه داشت كه منجر به ترك تحصيل روزبه قبل از گرفتن ديپلم شد. تنها چند سال بعد،‌روزبه توانست اين مشكل ذهني و رفتاري خود را با كمك دوست پسر يكي از خواهرانش كه 14 سال از او بزرگتر بود حل كند. اين دوست كه روزبه او را به عنوان الگوي يك مرد جوان موفق ارزيابي كرده و پذيرفته بود توانست به صورت مستقيم و غير مستقيم او را به ادامه تحصيل ترغيب كرده و حتي كمك كند. بعد از اين اتفاق روزبه توانست مسئله هميشگي خود با تحصيلات را حل كند.

دقيقاً‌آنچه كه پسران و والدين در اين مرحله از رشد به آن نياز دارند همين وجود مشاور يا مشاوران شناخته شده، قابل اطمينان و شايسته است. اين مسئله در كتاب نيز با آوردن شواهدي از رفتارهاي تربيتي قبايل و جوامع سنتي به خوبي نشان داده شده است. در تمام اين جوامع، اين مرحله از رشد بسيار جدي گرفته شده و از دو روش به پسرها كمك مي شد تا وارد دنياي بزرگسالي شوند. اول آنكه مرد يا مرداني به عنوان مشاور، مهارتهاي مهم زندگي را به آنها مي آموخت . دوم آنكه در مراحل خاصي از اين فرآيند آموزش، اين مردان جوان به همراه گروه مردان مسن تر و آگاه به اين طرف و آن طرف مي رفتند. اين كار به منزله طي روند جدي رشد از قبيل آزمايش، آموزشهاي مقدس و مسئوليتهاي جديد بود.

در قسمت بعدي با ذكر يك مثال از قبايل سرخپوست، در مورد اين مسئله بيشتر صحبت خواهيم كرد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:6 توسط |

از شش تا سيزده سالگي:‌آموختن مذكر بودن

در اين مرحله پسر كوچولوي شما بي‌صبرانه در تلاش براي ورود به دنياي مردان است. او در تمام مدت و حتي بدون آنكه والدين متوجه شوند در حال الگو برداري از تمام نمادهاي دنياي مذكر است، از ورزشكاران و هنرپيشگاني كه در تلويزيون مي بيند تا همسايه ها و دايي و عمو و پدر و پدر بزرگ. همه اين مذكرهاي
قدرتمند مي توانند به عنوان مرجعي براي آشنايي بيشتر با دنياي مردانه مورد توجه قرار گيرند و بدون آنكه تفاوت رفتارهاي مثبت و منفي آنها شناخته شود از سوي پسران در اين سنين به عنوان الگو انتخاب شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:5 توسط |


زماني كه جواب تست بارداري را گرفتم و فهميدم منهم دارم وارد دنياي جديد والد بودن مي شم، مطمئن بودم كه پسره. مي دونستم خونواده من و رضا هر دو ترجيح مي دن كه نوزاد دختر باشه . هر چند كه داشتن يك دختر بچه ملوس يه تصوير ذهني اغوا كننده است، اما براي كسي كه از دوران نوجواني همه بهش مي گفتن خدا كنه تو هيچوقت دختر دار نشي چون معلوم نيست كه اونو چه جوري تربيت مي كني (!!!!!) يه مقدار ترسناك بود. از طرفي كاملاً‌برام قابل درك بود كه ترجيح خانواده هاي ما فقط براي اينه كه مي دونستند داشتن يه دختر و بزرگ كردن و به ثمر رسوندنش خيلي خيلي راحت تر و تضمين شده تره تا يه پسر . برام جالب بود كه اين حرف را از همه مي شنيدم و وقتي دقيق شدم تازه متوجه شدم كه داشتن يك فرزند پسر و تربيت صحيح اون توي جامعه و شرايط فعلي ما واقعاً يه جور ماجراجويي است. همه ما نسل جوان و سردرگم فعلي را مي شناسيم. و جالبتر اينجاست كه پسران اين نسل واقعاً مايوس تر و دلزده تر از دختران هستند. قضيه وقتي جالبتر شد كه من ديدم اين قضيه فقط مختص ايران نيست و حتي نويسنده كتاب هم به عنوان يك مشكل فراگير به اون اشاره كرده. زير تيتر پسران در معرض خطر اين مطلب را نقل مي كنه كه :‌


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:0 توسط |

و آن گاه خورشید، ماه و زمین بر سر عظمتش سر تعظیم فرود آوردند و خدا بهشت را بر زیر پاهایش قرار داد.
و زمانی که برای اولین بار صدای گریه کودکش را شنید از شوق خدا را عاشقانه شکر گفت .
و کودک با شنیدن صدای قلبش آرام گشت .
او مادر بود .
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 0:58 توسط |

گويند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت‏
شب‏ها بر گاهواره من‏
بيدار نشست و خفتن آموخت‏
لبخند نهاد بر لب من،
بر غنچه گل شكفتن آموخت،
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شيوه راه رفتن آموخت‏
پس هستى من زهستى اوست‏
تا هستم و هست دارمش دوست‏

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 0:56 توسط |

پروردگارا به من آرامش ده تا بپذيرم دعا

 آنچه را كه نمی‌توانم تغيير دهم

دليري ده تا تغيیر دهم آنچه را كه می‌توانم تغيير دهم

بينش ده تفاوت ايندو را بدانم

مرا فهم ده تا متوقع نباشم كه دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند.

منبع:وبلاگ صهیب

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 0:42 توسط |

سلام بهاری

امیدوارم سال خوش پیش روی همه‌ی فرزندان نور چشم و مادران زحمت‌کش باشد.

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:19 توسط |