تبليغاتX
ئه‌وین

سلام

مدتهاست که‌ فرصت پیدا نکرده‌ام هیچ مطلبی را روی وبلاگ بگذارم، اما خوشحالم از اینکه‌ بچه‌هایم را سلامت و شاد و سرحال می‌بینم،بخصوص که‌ پسرم عزیزم صهیب چندی است مشغول وبلاگنویسی است و من از حیث اینکه‌ می‌نویسد خوشحالم .باور کنید   بهترین دوربینهای عکاسی دیجیتالی هم نمی‌توانند زیبایی تصویر بچه‌هایم را از دید و منظر من به‌ تصویر کشند.
بعضی اوقات که‌ بچه‌ها را همراه‌ همسر عزیزم جهت تفریح به‌ پارک یا شهربازی می‌بریم و من می‌بینم که‌ عزیزان دلم چقدر خوشحالند؛ از زندگی احساس لذت می‌کنم. گرچه‌ زندگی در ایام مجردی به‌ نوعی سبکباری بود و مسئولیت آنچنانی بر دوش انسان نیست و زندگی متأهلی علیرغم دو مسئولیت سنگین " مادر بودن" و " همسر بودن" بسی مشکل است؛ اما چنان شیرین است که‌ ارزش تحمل همه‌ی مرارتها و ناکامی‌ها را دارد.
شما اگر نگاهی به‌ چند تصویر از شادی و فرح بچه‌هایم بیندازید به‌ من حق می‌دهید؛ البته‌ اگر مادر باشید حرف مرا بهتر درک می‌کنید.

این هم چند نمونه‌:

عزیز دلم صهیب

دخترم اوین

صهیب پسرم

نمونه‌ی دوم

نمونه‌ی سوم

نمونه‌ی چهارم

نمونه‌ی پنجم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 9:42 توسط |