تبليغاتX
ئه‌وین - مادر

گويند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت‏
شب‏ها بر گاهواره من‏
بيدار نشست و خفتن آموخت‏
لبخند نهاد بر لب من،
بر غنچه گل شكفتن آموخت،
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شيوه راه رفتن آموخت‏
پس هستى من زهستى اوست‏
تا هستم و هست دارمش دوست‏

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 0:56 توسط |